الشيخ رسول جعفريان

1047

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

ترجمه و تأليف آثار فارسى دنبال كردند . نامى كه وى براى كتاب برگزيده همان لوامع صاحبقرانى است . ( لوامع 1 / 12 ) . آگاهىهاى تاريخى ، مذهبى و اجتماعى در لوامع در اينجا مطالبى كه به نوعى در روشن كردن بخش‌هايى از تاريخ زندگى فرهنگى و اجتماعى و نيز گرايش‌هاى مذهبى موجود در عالمان شيعه دوره صفويه مؤثر است از كتاب لوامع انتخاب و عينا ارائه شده است . طبعا تقسيم‌بندى مطالب تا اندازه‌اى بسته به روح حاكم بر مطلب بوده است . در بخشى موارد ، مانند خاطرات سفر حج ، مطالب بيش از موارد ديگر است ، اما در مواردى هم يكى دو مطلب بيشتر نيامده است . آشنايان با تاريخ اجتماعى ، با مرور بر اين مطالب در مىيابند كه برخى از اظهار نظرها و اطلاعات ارائه‌شده تا چه اندازه از اهميت برخوردار است . خاطرات سفر حج در سرطان و اسد در مكهء معظمه و ما بين الحرمين و در مدينهء مشرفه بوديم و جايى به گرمى آنجاها نمىباشد ، چنان كه از جمعى كثير شنيده‌ام و كمى آب نيز با آن جمع مىشد گاهگاهى و هرگز چنين نشد كه مقدار آب مسح بر دست نماند [ مقصود بعد از شستن دست و صورت . ] ( 1 / 420 ) مراد از مستضعف ، جمعىاند كه حق را نمىدانند از سنيان و شيعيان غير اثناعشرى و به اندك احسانى يا كلامى از مذهب خود بر مىگردند و امامى مىشوند و باز اگر احسانى يا كلامى از سنيان بشنوند سنى مىشوند . و اين معنا را مشاهده نموديم در اكثر سنيان بصره كه در شبى اراده كرديم در راه مكه كه چون شخصى فوت شده بود از جهت او استيجار حج كنيم ، قريب به صد كس آمدند و . . . كردند بر ثلاثه و چون دوازده امام را از ايشان مىپرسيديم به غير از على كسى را نمىدانستند تا آنكه بعضى اخوان مؤمنين مرا منع كردند كه در راه مكه همچنين تقيه مىكنى ! و حال آن كه متوجه آنجايى كه بعد از آن به خيمه خود رفتيم و ظاهر بود كه همه سنى بودند . ( 2 / 379 ) و بسيار بوده‌ام بر كوه ابو قبيس و ديده‌ام كه ايشان [ شافعيه ] نماز را پيش از وقت مىكرده‌اند و حنفيه عكس ايشان نماز را آخر وقت مىكنند . ( 3 / 15 ) [ در وصف فجر كه روشن شود بسان جامهء مصريان مىنويسد : ] و در مكه معظمه مشاهده شد جامه‌هاى سفيد مصرى كه قريب به سفيدى برف است و در اين بلاد به آن سفيدى كم مىباشد و در سحرى بار كرده بوديم از حله و نهر فرات ، چنان ظاهر بود از جانب مغرب كه گمان كرديم صبح طالع شده است از طرف مغرب و تا كسى نبيند وجه